مجتبى ملكى اصفهانى

270

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

قسم معلوماتى هستند كه تنها با عقل مىتوان فهميد و اين قسم شامل هر علمى است كه اگر حاصل نشود ، شناخت معلومات سمعى ممكن نخواهد بود . « 1 » ابن طيب معتزلى مىگويد : بدان كه افعال مكلف از نظر عقل دو قسم است : قبيح و حسن . قبيح مانند ظلم و جهل و دروغ ، و حسن مانند عدل و علم و راستى . « 2 » 2 - بعد از فرض قبول حسن و قبح ذاتى افعال ، آيا عقل مىتواند بدون بيان شارع ، اين حسن و قبح را درك كند يا نه ؟ و اگر عقل بتواند درك كند ، آيا بايد مكلف بدون بيان شارع نيز اين حكم عقل را اخذ كند ؟ اين مسئله محل اختلاف اصوليين و گروهى از اخباريين است . زيرا گروهى از اخباريين معتقدند كه افعال فى نفسه متصف به حسن و قبح هستند ، ولى عقل نمىتواند آن را درك كند و اگر هم درك كند ، متابعت حكم عقل ، بدون بيان و تعليم شارع صحيح نيست . 3 - با فرض ثبوت حسن و قبح ذاتى افعال و امكان درك آن توسط عقل ، آيا بين حكم عقل و شرع ملازمه است ؟ يعنى آيا عقل حكم مىكند كه هرچه را عقل نيكو دانست ، شرع نيز بايد برطبق آن حكم كند ، يا اينكه بين حكم عقل و شرع ملازمه نيست ؟ به عنوان « قاعده ملازمه » رجوع شود . 4 - بعد از ثبوت ملازمه و قطع به لزوم حكم شارع بر اساس حكم عقل ، آيا اين قطع شرعا حجّت است يا نه ؟ به عنوان « حجّت » رجوع شود . مرجع اختلاف در امر چهارم سه مطلب است .

--> ( 1 ) العدّة ، ج 2 ، ص 759 . ( 2 ) المعتمد ، ج 2 ، ص 315 .